آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
359
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
به آنان ، 18 - مواظبت در نصب كارگزاران مملكت ، 19 - اطاعت تام به خداوند . از خلال اين مجموعهء تكاليف و مقررات ، كه مانند ساير بيانات اخلاقى علماء دينى پارسى فاقد اسلوب منظم است ، به خوبى معلوم مىشود ، كه در آن عهد از لحاظ دينى مقام سلطنت را چگونه تشخيص ميدادهاند و نيز واضح مىشود ، كه تا چه حد مىخواستهاند ، سلطنت را با ديانت بياميزند . اين خاصيت ديانتى در همه جاى كتاب دينكرد ديده مىشود مثل اين عبارت « 1 » : « بهترين پادشاه اين دنيا كسى است ، كه به دستورات دين بهى ، كه جامع خرد اوهرمزد هستند ، معتقد باشد » . فرايزدى شاهان بدكردار را رها مىكند و چون آرزوها و اميال ناپسند و بىلياقتى چنين شاهى عيان گردد ، ديگر حق سلطنت ندارد . « هرگاه تنگدستى و مذلت در همه جا پديدار شود و او را ( يعنى پادشاه را ) شايستگى آن نباشد كه با نيروى خويش بدان پايان بخشد و يا اينكه در غم خلق نباشد و يا [ راه يافتن درمان درد را ] نداند ، چنين [ شاهى ] ، كه توانايى چيره شدن به درد را ندارد و درمان آن را نداند ، بيقين هرگز بعدل و داد سلطنت نتواند كرد ، پس [ بر ديگران است كه ] به خاطر عدالت با او درآويزند » « 2 » . در واقع نيز دولت ساسانى حكومت استبدادى معتدلى بود و بوسيله عصيانها و خلع شاهان نالايق از سلطنت تعديل مىيافت . پس مىبينيم ، كه قدرت سلطنت در دوره ساسانى محدود بحدودى بود ، اما اين حدود در مورد يك قانون اساسى كتبى تدوين نشده ، بلكه مبتنى بر اصول و سنن دينى و اخلاقى و اعتقاداتى بود ، كه درباره مقام سلطنت رواج داشت . بارى پادشاه ممكن بود ببهانههاى مختلف متهم بعدم لياقت شود ، از آن جمله هرگاه پادشاهى مطابق تعاليم روحانى اعظم رفتار نميكرد نالايق بشمار ميرفت . اصل قابل عزل بودن شاه اسلحه خطرناكى بود در دست موبدان . اگر چند مدعى براى سلطنت پيدا ميشد و هر يك از آنها متكى بر يك فرقه از نجباى
--> ( 1 ) - چاپ پشوتن سنجانا ، ج 6 ، 273 ، متن ، ص 319 ، ترجمه ص 23 - 422 . ( 2 ) - ايضا ، ج 2 ، 92 متن ، ص 101 ، ترجمه ، ص 115 . من در اينجا بنقل ترجمه پشوتن سنجانا پرداختهام ، ولى اعتراف ميكنم كه بعضى جزئيات متن به نظر من درست روشن نيست .